| عمو سبيلو |
|
Thursday, January 15, 2004
٭ ÓáÇã
........................................................................................ÈÑ?ÑÝÊå ÇÒ ßÊÇÈ : ÇäÏÑÒåÇí ßæ?ß ÒäÏ?í ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ßÊÇÈ ÇäÏÑÒåÇí ÒäÏ?í äæÔÊå ÌßÓä ÈÑÇæä ãíÈÇÔÏ . Çæ Çíä ßÊÇÈ ÑÇ Èå ÚäæÇä åÏíå Çí Èå ?ÓÑÔ ÔÑæÚ Èå ä?ÇÑÔ ßÑÏ æ ÊãÇã ÊÌÑÈíÇÊÔ ÑÇ ÏÑ íß ãÌãæÚå Ïæ ÌáÏí Êåíå ßÑÏ . ÈÑÇæä ãí ?æíÏ ?íÒí ßå ãä ÝßÑ ãí ßÑÏã ÝÞØ ßÇÑ ?äÏ ÓÇÚÊ ÇÓÊ ¡ ?äÏíä ÑæÒ Èå Øæá ÇäÌÇãíÏ . åä?Çãíßå ÂäÑÇ Èå ?ÓÑã ÏÇÏã áÍÙå ÝæÞ ÇáÚÇÏå Çí ÈæÏ ãä ÊãÇã Âä ?íÒåÇ ÑÇ ßå ÏÑÈÇÑå íß ÒäÏ?í ÔÇÏ æ ?Ñ ÈÑßÊ ãíÏÇäã Èå Ñæí ßÇÛÐ ÂæÑÏã . æ ÍÇáÇ ÂäÑÇ ÊÞÏíã Èå ?ÓÑã ãí ßäã ¡ ?ÓÑí ßå ÏÑ Îíáí ÇÒ ãæÇÞÚ ÂãæÒ?ÇÑ ãä ÈæÏå ÇÓÊ . ?ÓÑã ??æäå íÇÑí ÇÊ Ïåã ÊÇ ÈÈíäí ¿ Ç?Ñ áÇÒã ÈÇÔÏ ÍÊí ÔÇäå åÇíã ÑÇ ÏÑ ÇÎÊíÇÑÊ ãí ?ÐÇÑã . ÊÇ ÈÑ ÂäåÇ ÈÇíÓÊí . ÍÇáÇ ÈÓíÇÑ ÇÒ ãä ÝÑÇÊÑ ÎæÇåí ÏíÏ . ÍÇáÇ Èå ÌÇí åÑ Ïæí ãÇ ÎæÇåí ÏíÏ . ÇãÇ Èå ãä È?æ ÏÑ Âä 쾄 ÏÓÊåÇ ?å ãí Èíäí ¿ ?ÏÑÊ : ÌßÓä ÈÑÇæä 1- ÑæÒ ÊæáÏ Ïí?ÑÇä ÑÇ Èå ÎÇØÑ ÏÇÔÊå ÈÇÔ . 2- ÍÏÇÞá ÓÇáí íß ÈÇÑ ØáæÚ ÂÝÊÇÈ ÑÇ ÊãÇÔÇ ßä . 3- ÈÑÇí ÝÑÏÇíÊ ÈÑäÇãå ÑíÒí ßä . 4- ÇÒ ÚÈÇÑÊ ( ãÊÔßÑã ) ÒíÇÏ ÇÓÊÝÇÏå ßä . 5- äæÇÎÊä íß ÂáÊ ãæÓíÞí ÑÇ íÇÏ È?íÑ . 6- ÒíÑ ÏæÔ ÂÈ ÈÑÇí ÎæÊ ÂæÇÒ ÈÎæÇä . 7- Ç?Ñ ãÌ龄 ÔÏí ÈÇ ßÓí ÏÑ?íÑ Ôæí Çæáíä ÖÑÈå ÑÇ ÈÒä æ ãÍßã åã ÈÒä . 8- ÈÑÇí åÑ ãäÇÓÈÊ ßæ?ßí ÌÔä È?íÑ . 9- ÇÌäÇÓí ÑÇ ßå È?å åÇ ãí ÝÑæÔäÏ ÑÇ ÈÎÑ . 10- åãíÔå ÏÑ ÍÇá ÂãæÎÊä ÈÇÔ . 11- Âä?å ãíÏÇäí Èå Ïí?ÑÇä ÈíÇãæÒ. 12- ÑæÒ ÊæáÏÊ íß ÏÑÎÊ ÈßÇÑ . 13- ÏæÓÊÇä ÌÏíÏ ?íÏÇ ßä ÇãÇ ÞÏíãí åÇ ÑÇ ÇÒ íÇÏ äÈÑ . 14- ÇÒ ãßÇäåÇí ãÎÊáÝ ÚßÓ È?íÑ . 15- ÑÇÒ ÏÇÑ ÈÇÔ . 16- ÝÑÕÊ áÐÊ ÈÑÏäÇÒ ÎæÔí åÇíÊ ÑÇ Èå ÈÚÏ ãæßæá ãßä . 17- Èå Ïí?ÑÇä ãÊßí äÈÇÔ . 18- åí? æÞÊ ÏÑ ãæÑÏ ÑŽíã ÛÐÇííÊ ÈÇ Ïí?ÑÇä ÕÍÈÊ äßä . 19- ÇÔÊÈÇåÇíÊ ÑÇ È?ÐíÑ . 20- ÈÏÇä ÊãÇã ÇÎÈÇÑí ÑÇ ßå ãíÔäæí ÏÑÓÊ äíÓÊ . 21- ÈÚÏ ÇÒ ÊäÈíå È?å åÇíÊ ÂäåÇ ÑÇ ÏÑ ÂÛæÔ È?íÑ æ ÈÈæÓ . 22- åí? æÞÊ ÓÇá?ÑÏ ÇÒÏæÇÌÊ ÑÇ ÝÑÇãæÔ äßä . 23- Èå ßÓí ßäÇíå äÒä . 24- ÇÒ Èíä ßÊÇÈåÇíÊ ÂäåÇíí ÑÇ ÇãÇäÊ ÈÏå ßå ÈÇÒßÔÊÔÇä ÈÑÇíÊ ãåã äÈÇÔÏ . 25- Èå È?å åÇíÊ È?æ ÂäåÇ ÝæÞ ÇáÚÇÏå ÇäÏ . ÈÞíå ÑÇ ÝÑÏÇ ãíäæíÓã . ÊÇ ÝÑÏÇ ........ ÇãíÏæÇÑã åãíÔå ÔÇÏ ÈÇÔíÏ . نوشته شده در ساعت 8:53 PM توسط reza Monday, April 14, 2003
٭ سلام
........................................................................................ما رÙ�تيم اينجا . چون اينجا چند تا اشكال اساسي داشت . اول از همه ما آرشيو نداشتيم ( يعني هر Ú†Ù‡ مينوشتيم (« دقيقا از دهم Ù�وريه دوهزارو سه ») توي آرشيو ذخيره نميشد ) ما هم هر كاري كرديم نتونستيم درستش كنيم دست به دامن همه شديم ØŒ خيلي ها كمكمون كردن كه بايد Ú¯Ù�ت دست همه اونها درد نكنه . ( سهيل دوست عزيزم ØŒ خانومها مريم گلي Ùˆ ستاره كوچولو Ùˆ دوست خوبم مهدي طالبي ) البته ØØ§Ù„ا همه اون نوشته هاي قبلي خودمون رو در اينجا قرار داديم . دوم اينكه از ترس هكر هاي Ù…ØØªØ±Ù… كه آدرس ايميل خودمون رو اينجا قرار نداده بوديم . نه اينكه ما خيلي مشهور هستيم ØŒ نه اصلا از اين Ù�كرها نكرديم ØŒ Ú¯Ù�تيم خداي نكرده هكرهاي Ù…ØØªØ±Ù… براي دست گرمي Ùˆ براي دسرشون ما رو هك نكنند ØŒ آخه از آسمون بارون بباره ØŒ يه كلنگ مياد ميخوره توي سر ما ... اينها دو تا از علتهايي بودن كه ما رو مجبور كردن به Ù�كر رÙ�تن از اينجا Ùˆ ياÙ�تن يك مكان ديگه براي خودمون باشيم . Ùˆ ØØ§Ù„ا هم بار Ùˆ كوچمون رو جمع كرديم Ùˆ رÙ�تيم اينجا . اميدواريم كه اونجا هم به ما سر بزنيد، از همه دوستان خوبمون كه به ما لطÙ� داشتن ممنونيم . راستش ما در اينجا چيزي جز Ù…ØØ¨Øª هاي دوستان خوبمون نديديم . اميدوارم كه هميشه خوش باشيد. نوشته شده در ساعت 9:13 AM توسط reza Saturday, April 12, 2003
٭ سلام
........................................................................................به شدت Ø§ØØ³Ø§Ø³ گناه ميكنم ØŒ اما كاريش نميشه كرد . يه اعتراÙ� ! ما اين آهنگ رو از وبلاگ دوست خوبمون Ù�رشته نجات دودر كرديم راستش خيلي قشنگ بود ØŒ شرمنده ØŒ راستش نميشد در مقابل اين آهنگ خيلي قشنگ مقاومت كرد . اين آهنگ درست مثل وبلاگ دوستم قشنگه . دوست عزيز براي اينكه بنده رو ببخشيد در اولين Ù�رصت لينك شما رو اين كنار اضاÙ�Ù‡ ميكنم ØŒ راستش بايد اول اجازه ميگرÙ�تم از ايشون ØŒ كه نشد ØŒ ببخشيد . دوست عزيز اگه اينجا رو خوندي از اين كار من Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª شدي ØØªÙ…ا به من بگو تا اين آهنگ رو ازنجا ور دارم . خوش باشيد . نوشته شده در ساعت 11:40 AM توسط reza Tuesday, April 08, 2003
٭ سلام
........................................................................................ØØ§Ù„تون خوبه ØŸ اين Ø¨ØØ« بين من Ùˆ داداشيه در مورد جنگ : Ù€ : ميدوني چيه ØŸ + : چيه ؟؟ - : اين جنگ اصلا چرا در گرÙ�ت ØŸ + : خب بزار من برات تعريÙ� كنم ØŒ اما قبل از اون بزار برات يه داستاني تعريÙ� كنم ØŒ ميگن كه يك روز ØŒ يه شير Ùˆ يه گرگ Ùˆ يه روباه با هم ميرن شكار ( طبقه بندي شده از روي گردن كلÙ�تي ) بعدش يه گورخر Ùˆ يه گراز Ùˆ يدونه هم خرگوش شكار ميكنن . اونوقت شيره برميگرده به گرگه ميگه : بينم داش گرگه اين شكارها رو بايد Ú†Ù‡ جوري تقسيم كرد . گرگه كه خيلي خر بود ميگه كه گورخره مال شما ØŒ گرازه مال من Ùˆ خرگوشه هم مال روباه ØŒ شيره جوش مياره Ùˆ ترتيب گرگه رو ميده . بعدش هم از روباهه ميپرسه اين شكار رو بايد Ú†Ù‡ جوري تقسيم كرد ØŒ روباهه ميگه كه گراز براي ØµØ¨ØØ§Ù†Ù‡ سلطان ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª ØŒ ضل عالي مستدام ( اينجاش رو دستمال يزدي مياد ) ØŒ گورخر هم براي نهارتون قربان ØŒ من Ù�داتون بشم Ùˆ براي شامتون هم خرگوشه رو ميل كنيد Ø§Ø¹Ù„Ø§ØØ¶Ø±ØªØ§ ØŒ من كوچيك شمام ØŒ من نوكر شمام ... شير ميگه چرا اينجور تقسيم كردي ØŒ روباه برميگرده Ùˆ به شيره ميگه : قربان آخه قدما Ú¯Ù�تن : ØµØ¨ØØ§Ù†Ù‡ يك نان ØŒ نهار تا ميتواني Ùˆ شام هم سبيل تكاني شيره هم برميگرده Ùˆ ميگه اهسنت ØŒ Ø¢Ù�رين ØŒ Ù…Ø±ØØ¨Ø§. ØØ§Ù„ا ØÙƒØ§ÙŠØª چيه؟ ØÙƒØ§ÙŠØª ØŒ امريكا Ùˆ انگليس Ùˆ عراقه ( اينكه كدوم از اين كشور ها مثل اين ØÙŠÙˆØ§Ù†Ø§Øª Ù…ØØªØ±Ù… هستند ميتوني ØØ¯Ø³ بزني ) شكارشون هم شده خاورميانه . اينها Ù�قط توي تقسيم اون با هم مشكل پيدا كردن. Ù€ : ميدوني من جنگ رو مثل Ú†ÙŠ ميبينم ØŸ + : مثل Ú†ÙŠ ؟؟ به نظر من جنگ مثل بازي Ù�وتبال مي مونه كه اÙ�رادي كه در اون بازي مي كنند همون سربازهايي هستند كه الكي الكي چهارتا تير در مي كنند وبه عبارتي چهارتا تكنيك ميان Ùˆ در راس هر تيمي يك Ù†Ù�ر به عنوان مربي Ùˆ كمك مربي قرار دارند كه بازيكنان سعي مي كنند اÙ�كار انها را عملي كنند اما در جنگ اين نقش رو سران اون كشورها بر عهده دارنداما اين مسابقه يك داورهم داره Ùˆ آن هم به عبارتي هيچ كاره اون ميدونه كه در جنگ سازمان ملل اين نقش را ايÙ�ا مي كنه Ùˆ مي رسيم به اصل مطب كه تماشا چيهاهستند ØŒ همونطور كه ميدونيم در هر بازي يه Ù†Ù�ر ميتونه برنده باشه ويكي هم ميتونه بازنده باشه Ùˆ تماشاچيهاي هر طرÙ� هم ميتونن الكي دلشون رو خوش كنن كه بردن Ùˆ يا Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª بشن از اينكه باختن ØŒ بدون اينكه چيزي از اين برد Ùˆ باخت گير اونها بياد در جنگ مردم بي گناه اين نقش از اين سريال مزخرÙ� تمام نا شدني را بازي مي كنند با اين تÙ�اوت كه اونها اگه ببازند به راستي ميبازند Ùˆ اون باخت از دست دادن عزيز ترين كسانشونه يا جونشون ØŸ .......... اين به صورت زير نويس نوشته ميشود : دينگ ØŒ دينگ همين الان دو Ù†Ù�ر غير نظامي كشته شدند .. رييس Ù�لان كشور Ú¯Ù�ت : آمريكا بده ØŒ بد ØŒ بد ... ادامه خبر ها تا Ù„ØØ¸Ø§ØªÙŠ Ø¯ÙŠÚ¯Ù‡ .... .......... + : نيگا كن داداشي ØŒ ما چرا بايد اصلا نگران اونها بشيم ØŒ Ù…Ú¯Ù‡ اونها به ما ØÙ…له نكردن ØŒ اين جنگ كه هنوز يك ماه هم طول نكشيده ØŒ ما هشت سال جنگيديم ØŒ كسي ككش هم نگزيد ØŒ اصلا يه Ù†Ù�ر بلند نشد بگه ØŒ اههههم . ( لطÙ�ا اين اهههههم راخيلي غليظ Ùˆ از مخرج آن تلÙ�ظ كنيد ) Ù€ : نگاه كن بايد همه چيز رو Ù�راموش كرد . + : ببينم اگه تو دو تا از پسرهاتو از دست ميدادي توي همين جنگ لعنتي باز هم همين ØØ±Ù� رو ميزدي ØŸ ببينم اگه به اسارت رژيم بعث در ميومدي Ùˆ اونها بلا سرت مياوردن ØŒ ببينم باز هم همين ØØ±Ù� رو ميزدي ØŸ ببينم اگه اون موقعي كه توي شلمچه شيميايي ميزدن تو هم اونجا بودي باز هم همين ØØ±Ù� رو ميزدي ØŸ ببينم اگه تو ميمردي Ùˆ ØØ§Ù„ا Ù�رض كن قبل از اينكه كه كشته بشي يه دختر كوچولو از خودت به جا ميگذاشتي Ùˆ بعد ها كه شما توي قبرتشريÙ� داشتيد ميديدي كه بچه كوچولوت معتاد شده يه آدم ج... باز هم همين ØØ±Ù� رو ميزدي ØŸ - : ببين اونها هم مثل ما مسلمونن ØŸ + : ببينم چرا اون موقعي كه به ما ØÙ…له ميكردن Ùˆ به ما تجاوز ميكردن كسي به اونها Ù†Ú¯Ù�ت كه ما هم مسلمون بوديم ØŒ ببين خودت كه منو ميشناسي اصلا آدم مذهبي نيستم ولي خب از ØØ±Ù�هاي قشنگ خوشم مياد ØŒ Ù…Ú¯Ù‡ ØØ³ÙŠÙ† بن علي به اونها كه بهش ØÙ…له ميكردن Ù†Ú¯Ù�ته بود كه شما كه امروز به من بدي ميكنين انتظار نداشته باشيد كه من از شما در آخرت Ø´Ù�اعت كنم ØŒ ببينم Ù…Ú¯Ù‡ بد Ú¯Ù�ته كه كسي كه به ما بدي كرده ØŒ الان نبايد انتظار داشته باشه كه ما هم از اون ØÙ…ايت كنيم . ميدوني مثل Ú†ÙŠ ميمونه ØŒ درست مثل اين ميمونه كه شما ميخي رو توي ديوار Ù�رو كنين بعد هم ميخ رو از ديوار بكشين بيرون ØŒ در هر صورت جاي ميخ ميمونه ØŒ ØØ§Ù„ا هم اثر زخم اونها مونده ØŒ هر چقدر هم ميخواد زمان بگذره . Ù€ : ببينم گناه اون Ø·Ù�Ù„ معصومي كه الان در اون Ù…ØÙŠØ· قرار گرÙ�ته چيه ØŸ اون كه هنگام جنگ با ما اصلا نبوده ØŒ يا مردم بيگناه اون كشور ØŒ اونها كه توي سياست اون كشور نقشي نداشتن يا سربازهاي امريكائي كه اومدن جنگ ØŒ Ù�قط Ù�كرشو بكن كه سربازي بياد جنگ Ùˆ كشته بشه در ØØ§Ù„ÙŠ كه تازه عروسي كرده باشه ØŒ Ù…Ú¯Ù‡ اونها آدم نيستن ØŸ Ù…Ú¯Ù‡ اينو قبول نداري كه بعضي موقعها آدم مجبوره كاري رو انجام بده بدون اينكه اصلا دلش بخواد . + : نه اينو واقعا قبول دارم كه بعضي موقعها انسانها مجبورند كه كاري رو انجام بدن ØŒ اصلا بعضي موقعها سرنوشت انسان رو هدايت ميكنه ØŒ شايد هم بشه Ú¯Ù�ت تقدير انسان رو با پس گردني پيش ميبره ØŒ اما داداش من اين رو از من داشته باش كه گناه مظلوم هميشه از ظالم بيشتره ... بابا جون قبل از جنگ يادت نيست كه همين مردم وقتي صدام رو ميدين مثل خر Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ÙŠ ميكردن . .............. اين به صورت زير نويس نوشته ميشود : دينگ ØŒ دينگ همين الان چهار Ù†Ù�ر غير نظامي كشته شدند Ùˆ يك Ù†Ù�ر نظامي از هر دو طرÙ� هم زخمي شدند .. ..يك Ù�روند بالگرد امريكائي ها سَقَط شد ( من Ù†Ù�هميدم Ù…Ú¯Ù‡ خر بود كه سَقَط بشه ) ادامه خبر ها تا Ù„ØØ¸Ø§ØªÙŠ Ø¯ÙŠÚ¯Ù‡ .... ............. . . . . . Ùˆ ما چقدر Ø±Ø§ØØª از اين زير نويس ها ميگذشتيم Ùˆ Ø¨ØØ« خودمون روادامه ميداديم در ØØ§Ù„ÙŠ كه مردم داشتن كشته ميشدن Ùˆ ما همين طور داشتيم Ø¨ØØ« ميكرديم ØŒ بعضي موقعا چقدر Ø±Ø§ØØª از كنار كلمه كشته شدن ميگذريم. خوش باشيد. نوشته شده در ساعت 10:19 PM توسط reza Monday, April 07, 2003
٭ سلام
........................................................................................يه مدتي بود كه ما اينورا نبوديم ØŒ اما از ØØ§Ù„ دوستان خوبمون با خبر بوديم. مريم گلي كه رÙ�ته بود مساÙ�رت Ùˆ نبود ( اميد وارم كه هميشه بهش خوش بگذره ØŒ Ù�كر كنم رÙ�ته بود انزلي ) ØŒ ماهم كه رومون كم نميشد هي بهش سرميزديم ولي خب آهسته رÙ�ت Ùˆ آمد ميكرديم تا كسي بهمون شاخ نزنه . ستاره كوچولو كه يه چند روزيه ننوشته ØŒ باباجون ØŒ بنويس ديگه بيخيال دنيا . دق كرديم همش خونديم ( هنوز هم دلم برات تنگ ميشه ) باور كن كه اين چند روزه دل ما هم برات تنگ شده . مشكل كار ميدوني كجاست ØŸ آخه تمام نوشته هاي قبلي شما رو خونديم Ùˆ ديگه چيزي ازش نمونده. اما درويش كه واقعا منو شرمنده كردن ØŒ من واقعا نميدونم از اين دوست خوبم Ú†Ù‡ طور تشكر كنم ØŒ سهيل جان برات آرزوي پيروزي ميكنم ØŒ اميدوارم كه هميشه در پناه ØÙ‚ باشي. ميدونيد ما توي اين دنيا بزرگ وبلاگي ها ( كه روز به روز داره بزرگتر ميشه ) يه چند تا دوست خوب داريم . ميدونيد Ù�رق اساسي بين دوست Ùˆ دوست خوبه چيه؟ دوست خوب بهت ميگه كه اشتباهات كجاست ØŸ بهت سر ميزنه . اين وبلاگ هم شده پاتوق ما ØŒ هر روز بعد از كار روزانه ميايم اينجا Ùˆ نوشته هاي همو ميخونيم . من از داشتن اين دوستان خوب خيلي Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„Ù…. Ùˆ اما بعد... منو داداشي داشتيم در مورد جنگ مينوشتيم ØŒ هر كدوممون هم نظر خودشو داره ولي در كل اگه نوشته هاي ما رو بخونين ØŒ شايد بشه Ú¯Ù�ت كه هر دو در اÙ�Ù‚ هاي دور به يك نتيجه ميرسيم . سرانجام اين تصميم رو گرÙ�تيم كه مثل دوتا آشپز ماهر يه ديگ جور كنيم Ùˆ دوتا نوشته هامون رو توش بريزيم Ùˆ اونقدر بهمش بزنيم تا يه چيزي از آب در بياد ØŒ خدا داند كه Ú†Ù‡ چيزي ميشه! ولي خب ما آشپزيمون خيلي خوبه Ù�قط غذا هامون رو كسي نميتونه بخوره . .......... لطÙ�ا تا Ù�ردا صبر كنيد . ممنون . ........ خوش باشيد. نوشته شده در ساعت 12:56 PM توسط reza Wednesday, April 02, 2003
٭ سلام
........................................................................................راستش الان كه دارم اين مطلب را مينويسم خودم هم دليل واقعي آنرا نميدانم Ùˆ شايد دلم خواست كه اين مطلب را هم در اين وبلاگ بنويسم Ùˆ شايد دليل ديگري داشت مثل Ù…ØØ¨ØªÙŠ ÙƒÙ‡ دوستي زرتشتي در ØÙ‚ بنده روا داشتند Ùˆ شايد دليلش آن ØØ³ Ùˆ ØØ§Ù„ÙŠ بود كه وقتي كه وارد آتشكده در زماني دور شده بودم دوباره يادم آمد ØŒ هيچ وقت نميتوانم آنرا Ù�راموش كنم ØŒ با يكي از دوستانم بوديم كه وارد آتشكده شديم ØŒ ميخواستيم وارد آتشكده شويم Ùˆ از آنجا عكس بگيريم از ØÙŠØ§Ø· آتشكده وارد اتاقي كه در آنجا بود شديم ØŒ به ما يك كلاه سÙ�يد ويك دهان بند سÙ�يد كه بعدها خواندم كه به آن « پنام » ميگويند دادند تا آنرا بزنيم دليلش راپرسيدم ØŒ Ú¯Ù�تند كه اينجا بايد هميشه تميز باشد ØŒ Ú¯Ù�تند : آب دهان Ùˆ موي سر نبايد در اينجا ريخته شود ( شايد هم منظورشان اين بود كه در Ù�رهنگ آنها آب دهان Ùˆ موي سر نجست است ØŒ نميدانم آيا آنها هم كلمه نجست دارند يا نه ØŸ ) در آنجا عكسي بزرگ نصب كرده بودند كه بعدا متوجه شديم عكس مرد بزرگي به نام زرتشت است ولي براي من خيلي جالب بود ØŒ يك آقايي بود كه داشت آتش را گر ميداد ØŒ اسم اون آقاهه يادم نمي آيد ولي معلوم بود كه اين كار را بايد Ù�رد خاصي انجام دهد ØŒ Ú†Ù‡ شانسي بود كه در آن موقعي كه ما آنجا بوديم آتش را گر ميدادن ØŒ آنها به ما Ú¯Ù�تند كه هميشه آتش را گر نميدهند ØŒ ولي اين آتش هميشه روشن است ØØ§Ù„ا ممكن است كه زير خاكستر باشد ولي اين آتش هيچ وقت خاموش نميشود Ùˆ اين خيلي جالب بود براي من Ùˆ من كلا از آن روز خاطره خوبي دارم Ùˆ شايد همان خاطره خوب باعث شد كه من امروز اين مطالب را بنويسم . زرتشت Ùˆ تعليمات او زرتشت كه او را زردشت ØŒ زره تشت ØŒ زردهشت Ùˆ زرتشره گويند، از خاندان « سپيتمه » يا « سپنتمان » بوده است . زرتشت پيامبري ايراني در آذربايجان ( نزديك درياچه رضائيه كنوني « چيچست » مجاور « گزن شهر » يا « شيز » ) بدنيا آمد. نام پدرش « پوروشسب » Ùˆ اسم مادرش « دوغدو» بود Ùˆ نسبش به « Ù�ريدون » ميرسد . در باره زمان تولد زرتشت بين Ù…ØÙ‚قين Ùˆ مورخين اختلاÙ� نظر موجود است. عده اي از مورخين زمان ولادت او را در ØØ¯ÙˆØ¯ 660 سال پيش از ميلاد Ù…Ø³ÙŠØ Ø°ÙƒØ± كرده اند Ùˆ جمعي از Ù…ØÙ‚قين پس از توجه به مطالب اوستا كه زرتشت را مكرر بنام نخستين قانون گذاز Ùˆ اولين مربي Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠ Ø¨Ø´Ø± ياد ميكند Ùˆ Ú¯Ù�ته ها Ùˆ اشارات دانشمندان ØŒ عصر زرتشت را در ØØ¯ÙˆØ¯ 6500 سال قبل از ميلاد ميدانند. زرتشت اسپيتمان ( از نژاد سÙ�يد ) از روزگار جواني با گمراهي Ùˆ بت پرستي ( البته من در اينجا شك دارم زيرا در جايي خوانده بودم كه ما ايرانيان تنها كساني بوديم كه بت نميپرستيديم Ùˆ اينجا قابل تامل است ) مردم مبارزه ميكرد Ùˆ آنها را به Ú¯Ù�تار Ùˆ كردار Ùˆ پندار نيك دعوت مينمود تا در سن بيست سالگي به سبب آزار مردم ØŒ گوشه نشيني اختيار كرد Ùˆ به رياضت پرداخت . او به پناه غاري در بالاي كوه سبلان رÙ�ت Ùˆ مدت ده سال به ستايش خداوند Ùˆ مطالعه در راز Ø¢Ù�رينش پرداخت Ùˆ آنگاه كه باسرار بزرگي آگاه گشت نبوت خود را كه پايه اش بر يكتاپرستي نهاده شده بود ØŒ بجهانيان اعلام نمود . Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠÙˆÙ† Ùˆ مردم گمراه در صدد آزار Ùˆ قتل وي برآمدند. زرتشت ده سال پس از بعثت ناگزير جلاي وطن اختيار كرد Ùˆ با ياران Ùˆ كسان خود بجانب شرق Ùˆ شهر بلخ رهسپار شد. پادشاه بلخ در آن موقع گشتاسب پسر لهراسب از سلسله كيان بود. زرتشت ادعاي خود را به پادشاه بلخ اظهار كرد Ùˆ ( كي گشتاسب ) آئين زرتشت را پذيرÙ�ت Ùˆ او را در كنÙ� ØÙ…ايت خود گرÙ�ت Ùˆ براي ترويج تعاليم Ùˆ اØÙƒØ§Ù… او همت گماشت Ùˆ دستور داد دوازده هزار پوست گاو را دباغي كردند Ùˆ كتاب اوستا را با طلاي خالص در آن نوشتندو يك نسخه از اوستا را در آتشكده آذر گشسب ( كه آتش مقدس را از اينجا به ساير آتشكده ها ميبردند ) Ùˆ نسخه ديگري را در تخت جمشيد قرار دادند . ارجاسب پادشاه توران كه برادرزاده اÙ�راسياب بود از گرويدن گشتاسب به زرتشت برآشÙ�ت Ùˆ به ايران تاخت Ùˆ پس از چندي زد Ùˆ خورد تورانيان بدست اسÙ�نديار پسر گشتاب تارومار شدند . ارجاسب بار ديگر با سپاه زياد به ايران ØÙ…له كرد ØŒ چون اسÙ�نديار مورد بد گماني پدر قرار گرÙ�ته بود Ùˆ زنداني بود Ùˆ خود گشتاسب هم به سيستان رÙ�ته بود ØŒ تورانيان به آساني وارد بلخ شدند Ùˆ زرتشت را در آتشكده بلخ بسن 77 سالگي بدست يك Ù†Ù�ر توراني به نام « بوراتور » كشته شد . اصول تعاليم زرتشت باختصار بقرار زير است : 1- مبدا Ùˆ مقصد Ùˆ نقشه سرتاسر جهان مادي Ùˆ معنوي ØŒ بدست يك وجود مطلق لايتنهاهي بنام اهورامزدا است ( ØµØ§ØØ¨ دانا Ùˆ توانا ) 2- سراسر كائنات ØªØØª تاثير دو قوه متضاد ... سپنتامينو ( نيكي ) ....Ùˆ...انگره مينو ( بدي ) است. براي رسيدن به كمال بايد به نيكي گرويد Ùˆ از بديها پرهيز كرد Ùˆ سه اصل اساسي..... هومت (پندار نيك ) ....هوخت ( Ú¯Ù�تارنيك ).....هوورشت ( كردار نيك )... را مد نظر قرار داد. 3- زرتشت مانند بودا تعليم نميدهد كه .... ( نجات هر كس در Ù�ناي اوست )... Ùˆ بايد از همه لذايذ مادي دست شست Ùˆ در گوشه اي انزوا Ùˆ رياضت كشيد.بلكه دستور ميدهدكه انسان براي اجتماعي Ùˆ انجام دادن كار Ù…Ù�يد خلق شده Ùˆ زندگي مبارزه دائمي بين خير Ùˆ شر است Ùˆ زرتشتي با ايمان بايد پشتيبان راستي باشد Ùˆ عليه بدي Ùˆ زشتي قيام ستيزه كند. 4- زرتشت به پيروان خود سÙ�ارش ميكند كه امشاسپندان يا مهين Ù�رشتگان را نيز ستايش كنند Ùˆ از مرد Ùˆ زن ØŒ غني Ùˆ Ù�قير از شش امشاسپند كه صÙ�ات ايزدي هستند بهره مند شوند Ùˆ آنها را در ضمير خود پرورش دهند تا سعادت زندگي Ùˆ رستگاري آخرت يابند. هرمزد نام پاك اهورامزدا خداي بزرگ جهان بمنزله مركز دايره عالم وجود است Ùˆ ساير امشاسپندان مظهر صÙ�ات او هستند Ùˆ از اين رو هرمزد را در سر آنها قرار ميدهند ØŒ يعني انسان بايد نخست خدا را به يگانگي بشناسد Ùˆ بعد صÙ�ات ديگر او را كه به امشاسپندان تعبير شده است پي ببرد Ùˆ در تهذيب Ù†Ù�س از آنها پيروي كند . واژه امشاسپند بمعني ... بيمرگ مقدس ...مركب از سه قسمت است : Amesha spenta امشاسپند = اَ( با Ù�ØªØ ) : كه نشانه علامت منÙ�ÙŠ است . مشا : بمعني مرگ سپند : يعني مقدس دوستان توجه داشته باشند كه با خط Ù�ارسي نميتوان Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùˆ واژه هاي اوستايي را درست تلÙ�ظ كرد بنابر اين با ØØ±ÙˆÙ� لاتين آنها را مينويسم : Asha vahishta ارديبهشت = اشاوهيشتا = Vohumana بهمن = وهومنه = Xshathrav airy شهريور = خشثروئيريا = Spenta armaiti سپندارمذ = سپنتا ارمئيتي = Haurvatat خرداد = هئوروتات = Ameretat امرداد = امرتات = ارديبهشت ( اشاوهيشتا ) : بمعني راستي ØŒ درستي Ùˆ پاكي كه تنها وسيله سعادت دنيوي Ùˆ نجات اخروي است . اين Ù�رشته در جهان مادي ØŒ نگهبان آتش است . بهمن ( وهومنه ) : يعني منش Ùˆ انديشه نيك ØŒ كه بوسيله آن آدمي داراي ضمير تابناك توند بود Ùˆ ديگران را نيز بشاهراه سعادت Ùˆ ØÙ‚يقت راهنمايي تواند نمود . وظيÙ�Ù‡ بهمن در عالم مادي تربيت Ùˆ نگهداري جانوران سودمند ميباشد. شهريور ( خشثروئيريا ) : بمعني ØÙƒÙˆÙ…ت Ùˆ سلطنت برگزيده است Ùˆ ØÙ‚يقت اين صÙ�ت آنست كه بايد آدمي در جهان بكوشد Ùˆ همه نيروي خود را در راه سعادت ديگران بكار اندازد. شهريور در عالم Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠ Ù…Ø¸Ù‡Ø± سلطنت ايزدي است Ùˆ در جهان مادي نماينده نيرومندي Ùˆ توانگري Ùˆ پاسبان Ù�لزات است Ùˆ اين Ù�رشته بپادشاهان دادگر ØŒ Ù�ر Ùˆ Ù�يروزي مي بخشد. سپندارمذ ( سپنتا ارمئيتي ) : يعني تواضع ØŒ بردباري . اين Ù�رشته در عالم مادي نگهبان زمين است . انسان بايد با پيروي از اين Ù�رشته Ù…ØØ¨Øª دل Ùˆ جان خود را از هر گونه آلودگي پاك كند Ùˆ نسبت بتمام Ø¢Ù�ريدگان خادم Ùˆ Ù�روتن Ùˆ مهربان باشد Ùˆ براي آباداني زمين بكوشد Ùˆ بكسب Ùˆ كار بپردازد تا سپندارمذ باو خوشي Ùˆ آرامش بخشد . خرداد (هئوروتات ) : بمعني كمال Ùˆ رسائي . منظور اين است كه كمال روØÙŠ Ø¨Ø§ نقص جسماني ممكن نيست Ùˆ توجه به سلامت Ùˆ تندرستي در درجه اول اهميت است زيرا عقل سالم در بدن سالم ميباشد Ùˆ شخص بيمار نميتواند در راه خداشناسي چنانكه بايد Ùˆ شايد قدم گذارد Ùˆ ØÙ‚ايق را دريابد Ùˆ امور زندگي را بصورت صØÙŠØ Ùˆ نظم Ùˆ ترتيب در آورد Ùˆ از وجود خود بديگري Ù�ايده رساند . خرداد در جهان مادي Ù�رشته آب است . امرداد ( امرتات ) : يعني بيمرگي ØŒ جاوداني Ùˆ Ù�نا ناپذيري . در عالم مادي اين Ù�رشته نگهبان روئيدنيها Ùˆ گياهان Ùˆ در عالم Ø±ÙˆØØ§Ù†ÙŠ Ù…Ø¸Ù‡Ø± دوام Ùˆ بقاي اهورامزدا است.كسي كه در انجام وظايÙ� دين Ùˆ ØªØØµÙŠÙ„ كمال بمقام خرداد رسيد از نعمت Ù�رشته امرداد كه جاوداني بودن ودير زيستن است بهرمند ميگرددو بعد از مرگ ØŒ Ø±ÙˆØ Ù¾Ø§ÙƒØ´ داخل بهشت برين ميشود. Ùˆ اما در اينجا بهتر است كه مقداري هم در مورد اوستا بگوييم : كلمه اوستا در زبان Ùˆ ادبيات Ù�ارسي بصورتهاي گوناگون استعمال شده ØŒ مانند : ابستا ØŒ وستا ØŒ اپستا . Ù…ØÙ‚قين Ùˆ خاور شناسان معاني مختلÙ� براي آن ذكر كرده اند كه بهتر از همه اساس Ùˆ بنيان جا اÙ�تاده است كه كنايه از آئين پابرجا است. اوستا در رديÙ� ... ويد ( ودا ) برهمنان ...Ùˆ تورية اسرائيليان از قديميترين آثار كتبي جهان است. اوستائيكه امروز در دست است چهار يك اوستائي است كه در دوره ساسانيان موجود بوده است ØŒ باينمعني كه در دوره ساسانيان اوستا 345700 واژه داشته Ùˆ امروز بيش از 83000 واژه ندارد. اوستا در قديم 21 كتاب ( نسك ) بوده كه بقول مورخين ØŒ برروي دوازده هزار پوست گاو دباغي شده نوشته شده بود كه در استيلاي اسكندر مقداري از دست رÙ�ته Ùˆ بر اثر تسلط اعراب Ùˆ ايلخان مغول نيز مقداري دگرگون شده است . در روزگار ساسانيان چون مردم از درك زبان اوستائي عاجز بودند ØŒ تÙ�سيرهايي به زبان پهلوي بر اوستا نوشته شد كه به... زند ... معروÙ� است Ùˆ بعد از مدتي بر ( زند ) ØŒ تÙ�سير Ùˆ شذØÙŠ Ø¯ÙŠÚ¯Ø± نوشته شد كه ( پازند ) خوانده ميشد . اوستاي موجود شامل پنج كتاب : يسنا ØŒ ويسپرد ØŒ يشت ØŒ ونديداد Ùˆ خرده اوستا ميباشد. 1- يسنا : نخستين قسمت اوستا Ùˆ معني لغوي آن ستايش است. مندرجات آن در پرستش Ùˆ نيايش يزدان Ùˆ اعمال ديني ميباشد . يسنا 72 Ù�صل ( ها ) دارد كه ... گاتها ... سرودهاي آسماني Ùˆ منسوب بزرتشت ØŒ در ميان يسنا جا داده شده است. زرتشتيان بندي از پشم سÙ�يد گوسÙ�ند رشته Ùˆ بكمر ميبندند Ùˆ آنرا ( كشتي يا كستي ) ميگويند. كشتي بضم كاÙ� يعني كمربند . كشتي گرÙ�تن بمعني زور آزمائي Ùˆ كمربند يكديگر را گرÙ�تن است. اين كمربند عبارت از 72 نخ استكه نشانه 72 هاي يسنا Ùˆ سه بار دور مي پيچند كه منظور از پندار نيك ØŒ Ú¯Ù�تار نيك Ùˆ كردار نيك است. 2- ويسپرد : اين كلمه از دو جزء تشكيل شده است : نخست ( ويسپ ) بمعني همه Ùˆ سراسر ØŒ جزء دوم ( رد ) يعني بزرگ Ùˆ سرور .پس ويسپرد يعني همه سروران Ùˆ سراسر ردان - در اين بخش اوستا ØŒ از نعمتهائي كه اهورامزدا بجهانيان ارزاني داشته Ùˆ نيكان Ùˆ سروران ØŒ سخن رÙ�ته ØŒ اعمال Ùˆ مراسمي كه زرتشتي Ùˆ دارنده دين بهي بايد انجام دهد سÙ�ارش شده است . ويسپرد داراي 24 Ù�صل ( كرده ) ميباشد. 3- يشت : اين كلمه در اوستا يشتي آمده است Ùˆ با واژه يسنا از يك ريشه است ØŒ بمعني ستايش Ùˆ پرستش . Ù�رق بين Ù…Ù�هوم ( يسنا ) Ùˆ ( يشت ) اينست كه اولي بمعني ستايش Ùˆ نيايش بطور عموم است Ùˆ دومي بمعني ستايش پروردگار Ùˆ نيايش ايزدان Ùˆ Ù�رشتگان Ùˆ امشاسپندان ميباشد. يشت ها 21 Ù�صل ( كرده ) دارد Ùˆ بصورت شعر Ùˆ قصايد 8 تا 12 هجائي است Ùˆ بعد از گاتها قديميترين جزء اوستا بشمار ميرود . 4- ونديداد : اين كلمه در اوستا ( وي - دئو - دات ) است بمعني ضد ديوان Ùˆ مطالب عمده آن راجع بقوانين مذهبي است . مطالب ونديداد راجع بآÙ�رينش زمين Ùˆ كشورها ØŒ داستان جم ØŒ خوشي Ùˆ ناخوشي Ùˆ Ø¨ØØ« درباره خير Ùˆ شر است . از مندرجات ونديداد معلوم ميشود كه نزاع بين ( سپنتامينو ) Ùˆ ( انگره مينو ) ادامه دارد Ùˆ زرتشتي ديندار بايد بكمك يزدان شتابد Ùˆ موجب شكست اهريمن گردد . ونديداد 22 Ù�صل ( Ù�رگرد ) دارد. 5- خرده اوستا : اين بخش از اوستا درباره نماز Ùˆ دعا در اوقات روز Ùˆ ايام متبركه Ùˆ اعياد مذهبي ØŒ آداب كشتي بستن Ùˆ سدره پوشيدن Ùˆ غيره در روزگار ساسانيان ترتيب داده شده است . مولÙ� اين كتاب آذر باد مهر سپند موبدا موبدان است كه در زمان شاهپور دوم ساساني ميزيست . خرده اوستا بيش از ساير قسمتهاي اوستا ØªØØ±ÙŠÙ� شده است بطوريكه مندرجات آن در تمام نسخه ها يكسان نيست ،و اي بسا دعائي در يك نسخه ديده ميشود كه در نسخه ديگر وجود ندارد Ùˆ همچنين قسمتي از يشت ها در خرده اوستا بطور نامرتب آورده شده است . دوستان عزيز، اين مطالب در ØØ¯ بضاعت بنده بود Ùˆ اگر قصوري در آنها وجود دارد اميدوارم كه دوستان بنده را عÙ�Ùˆ كنند Ùˆ اگر نكته نياز به يادآوري دارد اميدوارم كه بنده را از اين نكته مطلع سازند تا در آينده دوباره اين اشتباه از جانب بنده تكرار نشود . ممنون از همه شماها ØŒ دوستان Ùˆ عزيزان . خوش باشيد. نوشته شده در ساعت 9:49 PM توسط reza Saturday, March 29, 2003
٭ سلام
........................................................................................يه سوال كوچولو ØŸ شما چقدر ميارزيد ØŸ . . ØØ§Ø¬ آقا( توي ØØ¬Ø±Ù‡ اش توي بازار): ببخشيد شما Ú†ÙŠ داريد ØŸ ( منظورم مادي Ùˆ .... اينجور چيزهاست ) Ù€ : هيچي قربان !!!! خودتون كه منو ميشناسيد .... + : سريع گمشو بيرون ØŸ Ù€ : قربان من به كسي زور نميگم ØŒ كسي رو اذيت نميكنم وووو، .... + : بينم تو كه يه پول سياه نداري ØŒ انتظار داري قربون صدقه ات هم برم . Ù€ : قربان پس شخصيت من Ú†ÙŠ ميشه ؟؟؟ + : نشنيدي Ú†ÙŠ Ú¯Ù�تم سريع گمشو بيرون ... مرتيكه قرمساق ... تو يه پول سياه هم نميارزي ... اگه دامادم نبودي كه اينهمه تØÙˆÙŠÙ„ت نميگرÙ�تم... اين Ù�قط به خاطر دخترمه ... ميÙ�همي Ú†ÙŠ ميگم ØŒ ... مرتيكه چشم چرون..... Ù€ : قربان من آدم خوبيم ØŒ آزارم به مورچه نرسيده Ú†Ù‡ برسه به ناموس مردم !!!! + : Ú†ÙŠ Ú¯Ù�تي ØŸ ناموس مردم ..... بينم ميتوني خانومي ؟؟ چيزي؟؟ جور كني براي ما... ميÙ�همي كه دارم Ú†ÙŠ ميگم؟ Ù€ : نه قربان متوجه نشدم ØŒ اگه ميشه يه بار ديگه تكرار كنيد ØŸ آخه ميدونيد من بايد همه چيز رو بنويسم تا اينكه خوب بÙ�همم... Ø¢Ú¯Ù‡ آروم تر بگيد من اونو يادداشت كنم.. + : خره منظورم اينكه ... آره ؟؟؟؟ Ù€ : يعني Ú†ÙŠ ؟؟؟؟ + : گمشو بيرون دالتون ØŒ به درد چارچوبه Ù…Ø³ØªØ±Ø§Ø Ù‡Ù… نميخوري .... Ù€ : ببخشيد ميخواهيد بگم كه Ú†Ù‡ كار هايي بلدم .... + : زود Ú¯Ù… شو بيرون ØŒ تو كه ØØªÙŠ Ù†Ù…ÙŠØªÙˆÙ†ÙŠ كش تومبانت رو بكشي بالا ØŒ Ú†Ù‡ برسه كه كاري هم بلد باشي ؟؟؟ Ù€ : شتلق ... اووووخ . . . ØØ§Ù„ا Ú†Ù‡ كار كنم ØŸ مادر خانومم Ú¯Ù�ته اگه كار پيدا نكني خونه نيا ØŸ . . در همين ØØ§Ù„ چند تا خانوم از كنارش رد ميشن ØŸ يكي از اونها داره چراغ ميده ØŒ اما اون اصلا ØÙˆØ§Ø³Ø´ نيست Ù�قط داره Ù�كر ميكنه پيش كدوم پيمانكار بره ؟؟ آدرس تمام پيمانكار ها رو از برنامه بودجه گرÙ�ته ... آخه ديشب پيش خودش ØØ³Ø§Ø¨ كرده بود كه بعد از ØØ§Ø¬ آقا سراغ پيمانكارها بره ØŒ مثل هر روز... . . خانومه مياد جلو : سلاااااام ( اين از اون سلام هاي كش دار Ùˆ پر از عوشوه بود ... ) اون : سلام خانوم ØŒ....ببخشيد شما با من بوديدخانوم ..... + : آآآآآآآآره ( اينجا هم عشوه دار ) Ù€ : بÙ�رمائيد Ú†Ù‡ امري داشتيد؟؟؟ + : ببينم دنبال كار ميگردي ؟؟؟ Ù€ : آره خانوم شما از كجا Ù�هميديد ؟؟؟ + : منم اولش مثل تو بودم ولي ØØ§Ù„ا .... Ù€ : ببخشيد شما پيمانكاريد ؟؟؟؟ + : يه جورايي آآآآآآآره ... Ù€ : ميدونيد منم Ø§Ù…ØªØØ§Ù† نظام مهندسي رو دادم ØŒ موندم تا جوابش بياد ... + : ببينم ميخواي با من كار كني ØŸ Ù€ : Ù…Ú¯Ù‡ شما نيرو نياز داريد .... من بلدم ..... ( Ùˆ اون بنده خدا دقيقا يك ساعت وچهل Ùˆ پنج دقيقه براي اون خانوم از كارهايي كه بلد بود Ú¯Ù�ت Ùˆ Ú¯Ù�ت....تا اينكه سرانجام خانومه بله رو Ú¯Ù�ت ØŒ ( مباركه ØŒ ايشالله ....ØŒ به پاي هم پير بشن .... ) . . . شب.... بعد از كار طاقت Ù�رساي روزانه ØŒ خسته Ùˆ كوÙ�ته مياد خونه .... . . مادر خانوم : ببينم كاري پيدا كردي ؟؟؟ ( با خشونت تمام ادا شد ) Ù€ : بله خانوم ... ( با خضوع تمام ادا ميشود ) + : ببينم Ú†Ù‡ كاري هست كه اينقدر خسته شدي Ù…Ú¯Ù‡ رÙ�تي سر ساختمون ØŒ آجر پرتاب كردي ؟؟ Ù€ : از اون هم سخت تره !!! + : ببينم ØÙ‚وقش خوبه ( اينجا رو با ØØ§Ù„ت مهاجم ØµØØ¨Øª ميكنه ) Ù€ : بله خانوم ... + : اي من Ù�دات بشم ØŒ عزيزم خسته شدي ØŒ من قربونت برم ØŒ از دست من Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª نشو ØŒ من خير Ùˆ ØµÙ„Ø§Ø Ø²Ù†Ø¯Ú¯ÙŠØªÙˆÙ† رو ميخوام ØŒ من Ù�دات بشم بيا تو چرا بيرون ايستادي ؟؟ Ù€ : اجازه ميديد .... + : بيا تو عزيزم ØŒ خانومت رÙ�ته آرايشگاه ØŒ Ú¯Ù�ته شب ميره خونه يكي از دوستانش ØŒ ممكنه كه برنگرده ... Ù€ : من ميتونم برم اتاقمون Ùˆ Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØØª كنم ... + : آره عزيزم ... خونه خودته .... ديشب Ùˆ چند شب پيش كه با نگهبان خوابيدي كه اذيت نشدي ØŒ ميدوني مرد بايد سختي بكشه ... ميدوني كه دارم Ú†ÙŠ ميگم .. ببينم ØµØ¨Ø Ø§ÙˆÙ„ وقت پيش ØØ§Ø¬ آقا تو بازار رÙ�تي ØŒ ببينم ØØ§Ø¬ آقا شناختت ... Ù€ : بله خانوم ØŒ... ØŒ كلي هم از من پذيرايي كردن .. + : ميدونستم ... آخه چند شب پيش در باره تو باهاش ØµØØ¨Øª كرده بودم ØŒ آخه ميدوني كه ØØ§Ø¬ آقا سرش خيلي شلوغه ØŒ شبا هم وقت نميكنه كه بياد خونه ...ديگه پول ØÙ„ال در آوردن سخته ميÙ�همي كه دارم Ú†ÙŠ ميگم؟؟؟.... Ù€ : بله خانوم.... كاملا ØØ§Ø¬ آقا رو درك ميكنم .... در آوردن يه لقمه نون ØÙ„ال خيلي سخته Ùˆ خيلي هم طاقت Ù�رساست.... خوش باشيد. نوشته شده در ساعت 5:49 AM توسط reza
|